به نام خدا
در ساعات اولیه ۱۸ دی ۱۳۹۸ ایران در پاسخ به ترور قاسم سلیمانی با شلیک چندین موشک بالستیک از کرمانشاه به سمت پایگاه عینالاسد آمریکا واقع در استان الانبار عراق آغاز شد.
همزمان با آیین خاکسپاری قاسم سلیمانی، موشکباران دو پایگاه هوایی آمریکا در عراق آغاز شد. موشکهای پرتابی برپایه برخوردگاه (عین الاسد. ۴۳۰ کیلومتر) و اندازه آنها تا پرتابگاه (شاید کرمانشاه) از گونه فاتح ۳۱۳ با برد ۵۰۰ کیلومتر گمانه زنی شدهاند. شبکه خبر گونه این موشکها را از کلاس فاتح، ذوالفقار و موشک بی بالچه قیام گزارش کردهاست.سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه رسمی خود موشکباران یادشده را گام نخست انتقام خون سردار قاسم سلیمانی» نامیدهاست. سرآمد این پایگاهها، عین الاسد دراستان انبار و دیگر اهداف، فرودگاه اربیل بهمراه پایگاه و کنسولگری آمریکا در آنجا و همچنین پایگاه التاجی در شمال بغداد بودند. شمار موشکهای پرتاب شده ۳۵ فروند گزارش شده، ولی پنتاگون ادعا کردهاست که چهار فروند از موشکها در بیابان پیرامون عین الاسد فرود آمده و یکی هم در اربیل به هدف برخورد نکردهاست.ارتش عراق شمار موشکها را ۲۲ فروند اعلام نمودهاست.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنین از حمله موشکی به پایگاه نظامی التاجی آمریکا در نزدیکی فرودگاه اربیل در منطقه کردستان عراق خبر داد.
به نام خدا
درجات نظامی:
وی در ۴ بهمن ۱۳۸۹ درجهٔ سرلشکری دریافت کرد. سید علی خوامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، وی را شهید زنده» نامیده بود پس از اینکه دولت ایالات متحده آمریکا سپس، در ۲۰ اسفند ۱۳۹۷ نشان ذولفقار، به عنوان عالیترین نشان نظامی ایران، برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی توسط فرمانده کل قوای ایران، سید علی خوامنه ای، به وی اعطا شد و در این زمان رهبر برای او آرزوی شهادت و نیل به بهشت را کرد.
در پی اقدام آمریکا در ۱۳ دی ۱۳۹۸ در ترور قاسم سلیمانی طی عملیات آزرخش کبود هنگام خروج از فرودگاه بینالمللی بغداد برای انجام دیدارهای رسمی با مقامات عراقی، سید علی ای و رسانههای ایران از وی به عنوان سپهبد یاد کردند.
وضعیت اقتصادی:
علی شیرازی نماینده ولی فقیه در سپاه قدس دربارهٔ زندگی اقتصادی سلیمانی گفت که او در دوران فعالیتش هیچ حق مأموریتی نگرفت و گاهی به من میگفت که من در خرج زندگی زن و بچه خود میمانم.
به نام خدا
اوایل زندگی:
قاسم سلیمانی در سال ۱۳۳۵ در روستای قنات ملک که روستایی کوهستانی با ساختاری طایفهای (طایفه سلیمانی کرمانی) بود، واقع در شهرستان رابر، از توابع کرمان زاده شد. او اصالتاً نسب لر داشت. نام پدرش حاج حسن بود. وی یک خواهر و یک برادر بزرگتر و یک برادر کوچکتر داشت.
او از ۱۲ سالگی روستای خود را برای کار در شهر کرمان ترک کرد. در نوجوانی به کار بنایی مشغول بود و در سالهای ابتدای جوانی، از پیمانکاران سازمان آب کرمان بشمار میآمد.
قاسم سلیمانی یکی دو سال پیش از انقلاب 1357 از طریق سید رضا کامیاب که در ماه رمضان برای تبلیغ از مشهد به کرمان آمده بود و یکی از گردانندگان اصلی راهپیماییها و اعتصابات کرمان بود، جذب نهضت روح الله شد. کامیاب بعداً سلیمانی را با سید علی ای آشنا کرد. وی در هفتم مرداد ۱۳۶۰ توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شد.
عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به این نهاد پیوست. شورای فرماندهی سپاه در کرمان پیش از ۸ خرداد ۱۳۵۸ تشکیل شد و سلیمانی همزمان با کار در سازمان آب، به سپاه پیوست. به گفته اصغر محمدحسینی حداکثر دوره آموزش آنها ۴۵ روز بودهاست. وی، علیرغم آنکه تا پیش از آن هیچ تجربه نظامی نداشت، به علت عملکرد خوبش به عنوان مربی انتخاب شد. سپس، مدت کوتاهی بعد به همراه جمعی از سپاهیان برای کمک به اداره و حفاظت شهر مهاباد در برابر جدایی طلبان کرد به این شهر فرستاده شد. پس از بازگشت از مهاباد تا شروع جنگ ایران و عراق فرمانده پادگان قدس سپاه کرمان بود.
سلیمانی پس از وقوع انقلاب، در حین ادامه فعالیت در سازمان آب کرمان، به عضویتِ مجموعهای بنام سپاه افتخاری درآمد. وی در ابتدای جنگ ایران و عراق گردانی متشکل از نیروهای رزمی کرمان را تشکیل داد که کمی بعد به تیپ زرهی و نهایتاً به لشکر 41ثارالله تبدیل شد. او از ابتدای تشکیل این لشکر در سال ۱۳۶۱ تا رفتن به نیروی قدس در سال ۱۳۷۶ فرمانده این لشکر بود و در بسیاری از عملیاتهای سپاه در جنگ نقش کلیدی داشت. لشکر ۴۱ ثارالله تحت فرماندهی او متشکل از نیروهای سه استان کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان بود، و به لشکر خط شکن» معروف بود.
سلیمانی از فرماندهان عملیاتهای والفجر هشت، کربلای چهار و کربلای پنج بود.
دوران پس از جنگ:
با پایان یافتن جنگ ایران و عراق در ۱۳۶۷ ه. ش، لشکر 41ثارالله به فرماندهی سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشخاص مسلح و قاچاقچیان مواد مخدر شد، که از مرزهای شرقی کشور هدایت میشدند. قاسم سلیمانی تا هنگام انتصاب به فرماندهی سپاه قدس، این سمت را عهدهدار بود.
فرماندهی نیروی قدس:
قاسم سلیمانی در سال ۱۳۷۶، همزمان با اوجگیری طالبان در افغانستان، به فرماندهی نیروی قدس نیروی انقلاب اسلامی منصوب شد. او با تجربهای که از جنگ داخلی کردستان داشت، گزینه ای مناسب بود، چون بنا بود در افغانستانِ عصر طالبان که درگیر جنگهای داخلی بود، وارد عمل شود. از همه مهمتر اینکه سلیمانی در هشت سال جنگ با عراق و نیز مبارزه با باندهای مواد مخدر در مناطق مرزی ایران و افغانستان تا پیش از انتصابش به فرماندهی سپاه قدس، تجربهٔ زیادی اندوخته بود. وی تا پایان عمر در سال ۱۳۹۸ این سمت را عهدهدار بود.
جنگ داخلی عراق:
نیروی قدس به فرماندهی سلیمانی نقش تأثیرگذاری در روند جنگ عراق داشتهاست.
در ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۰۷، استنلی مک کریستال ژنرال آمریکایی مطلع شد محمدعلی جعفری فرمانده سپاه و قاسم سلیمانی از طریق چند خودرو در حال حرکت به مرز ایران و عراق هستند. در عراق آمریکاییها در حال تعقیب آنها بودند. کاروان خودروها وارد ساختمان ناشناختهای در شهر اربیل کردستان عراق شدند که روی آن فقط نوشته بود کنسولگری»، که نشان میداد افراد داخل ساختمان تحت پوشش دیپلماتیک عملیات انجام میدهند. نظامیان آمریکایی وارد ساختمان شدند و ۵ ایرانی که همگی پاسپورت دیپلماتیک داشتند را دستگیر کردند، اما اثری از محمدعلی جعفری و قاسم سلیمانی نبود. به گفتهٔ مککریستال، هر پنج نفر از اعضای سپاه قدس بودند. ۹ روز بعد از این واقعه، ۹ تا ۱۲ شبه نظامی به رهبری گروه شبه نظامی شیعهٔ عصایب اهل الحق طی حملهای به نظامیان آمریکایی در عربستان که در بین مراکز فرماندهی پلیس عراق واقع است، سوار بر تعدادی خودروی نظامی با گذشتن از چندین لایهٔ امنیتی، به ساختمان اصلی فرماندهی که در آن ۳۰ آمریکایی مستقر بود نفوذ کردند و ۴ نظامی آمریکایی را اسیر گرفتند و از منطقه خارج شدند و به نزدیکی رود فرات رفتند، در نهایت با تعقیب هلیکوپترهای آمریکایی شبه نظامیان فرار کردند و در مجموع پنج نظامی آمریکایی کشته شدند. این عملیات برجستهترین و پیچیدهترین عملیات در طول چهار سال جنگ» در عراق توصیف شده و افسران آمریکایی و مقامات عراق ادعا کردهاند ایران در آن نقش داشته و پاسخی به اسارت ۵ ایرانی در اربیل بودهاست. این نخستین بار بود که آمریکاییها مستقیماً به قاسم سلیمانی و نقش او در عراق اشاره کردند.
در سال ۲۰۰۹، گزارشی افشا شد که ریموند تی اودیرنو و کریستوفر آر هیل (بالاترین مقامات آمریکا در بغداد در آن هنگام) در دفتر جلال طالبانی (که از دههها پیش با سلیمانی ارتباط داشتهاست) با قاسم سلیمانی ملاقات کردهاند. هیل و اودیرنو بعداً این خبر را رد کردند.
در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۰، جیمز جعفری (سفیر آمریکا در عراق) و لوید آستین (فرمانده ارشد نظامیان آمریکا در عراق)، در بیانیهای تشکیل دولت جدید عراق به رهبری نوری الملکی را تبریک گفتند. به گفتهٔ سران عراقی، هنگام انتشار این بیانیه، آمریکاییها خودشان میدانستند که در واقع سلیمانی آنها را از عراق بیرون کردهاست. حزب ایاد الاوی تمدار سکولار طرفدار آمریکا، اکثریت اعضای پارلمان را داشت ولی در نهایت به قدرت نرسید چون آمریکا او را به نفع نوری المالکی کنار زد. به گفتهٔ خود علاوی، اگر او نخستوزیر میشد نیازمند حمایت آمریکا بود، اما آمریکا مایل بود عراق را ترک کند، و عراق را به ایران داد». در نهایت جلال طالبانی و نوری المالکی که هر دو از نزدیکان و کاندیداهای مورد ترجیح سلیمانی بودند، به قدرت رسیدند. رهبر سابق عراق میگوید ما به آمریکاییها میخندیدیم … سلیمانی کاملاً آنها را ضربهفنی کرد، و آمریکاییها در ظاهر تشکیل دولت جدید را به یکدیگر تبریک میگفتند.»
گفته شدهاست سلیمانی پیامکی را از طریق جلال طالبانی برای دیوید پترایوس ژنرال آمریکایی و رئیس سازمان سیا فرستادهاست با این محتوا که: پترائوس عزیز، شما باید بدانید که من تهای ایران در قبال عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترل میکنم. در واقع سفیری که در بغداد است از اعضای نیروی قدس است. شخصی که قرار است جایگزین او شود هم از اعضای نیروی قدس است.»
در سال ۲۰۱۱ موفق الربیع تمدار و وزیر سابق امنیت ملی عراق در مصاحبهای با رومه الشرق الاوسط، سلیمانی را بدون شک قدرتمندترین مرد در عراق» خواندهبود. به گفتهٔ او سپاه قدس به فرماندهی سلیمانی در تمامی زمینههای ی، اقتصادی و امنیتی و به ویژه در منطقه سبز بغداد (که سفارتخانههای غربی و عربی و ادارات و خانههای مقامات دولتی و اعضای پارلمان عراق در آن قرار دارد) نفوذ دارد.
سلیمانی خود در نشست مقدماتی کنفرانس جوانان و بیداری اسلامی» گفت: ایران در جنوب لبنان و عراق نیز حضور دارد. در واقع این مناطق به نوعی تحت تأثیر عملکرد و تفکر جمهوری اسلامی ایران هستند.» اما تعدادی از نمایندگان پارلمان عراق در بیانیهای سخنان سلیمانی را محکوم کرده و وی را دچار توهم خواندند.
پس از یورش پیکارجویان دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در ژوئن ۲۰۱۴ (خرداد ۱۳۹۳) به شمال عراق و تصرف برخی شهرهای این کشور از جمله موصل و تکریت و از هم پاشیدن ارتش عراق و ناتوانی نیروهای مسلح این کشور در نبرد با داعش و پس از جدی شدن خطر تصرف بغداد (پایتخت عراق) توسط این گروه تروریستی، رومه ساندی تایمز انگلیس، وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز مدعی شدند ایران فرماندهی ارتش از هم فروپاشیده عراق را برعهده گرفته تا با نیروهای گروه تروریستی داعش مقابله کند. قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران، عملیات دفاع از بغداد پایتخت عراق را در مقابل حملات نیروهای گروه تروریستی داعش، فرماندهی میکرد. یک منبع عراقی مدعی شد: سلیمانی با ۶۷ مشاور ارشد خود به عراق سفر کرد و فرماندهی عملیاتها را برعهده گرفت و بر استقرار نیروهای عراقی و برنامهریزی برای عملیات، نظارت داشتهاست.
در کرد استان عراق:
در تابستان ۱۳۹۳، به دنبال هک شدن ایمیل نمایندهٔ اقلیم کردستان عراق در ایران، مکاتباتی افشا شد که این مقام باسابقهٔ کرد در تهران را مقابل پرسش رسانهها قرار داد. در این مکاتبات، به یک مقام ایرانی بیش از بقیه اشاره شده بود: قاسم سلیمانی. این نخستین بار بود که یک مقام ارشد حکومت اقلیم کردستان عراق با صراحت و با جزئیات به نقش تعیینکنندهٔ فرماندهی میپرداخت که سالها پیش رسانههای عراق به او لقب ژنرال بیسایه» داده بودند. در بسیاری از این نامهها از شخص سومی با اسم اختصاری حاجی» یاد میشود؛ فردی که آقای دباغ در برنامهٔ اخیر تلویزیونیِ خود، او را اینگونه معرفی کرد: طبیعتاً وقتی اسم سپاه قدس میآید، در رأس آن نام قاسم سلیمانی نیز تداعی میشود؛ او شخصِ اول خاورمیانه است.» امیرعلی حجازی، سرپرست واحد هوافضای سپاه پاسداران، مهرماه ۱۳۹۳ طی گفتگویی تأیید کرد که سلیمانی و ۷۰ نفر از سربازان او به جنگجویان کُرد عراقی کمک کردند و مانع پیشروی داعش شدند.
به نوشتهٔ خبرگزاری مهر به نقل از رسانههای اقلیم کردستان عراق، در مردادماه ۱۳۹۳، سلیمانی نسبت به حملهٔ داعش به اربیل هشدار میدهد. به دنبال یورش داعش در ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، بارزانی از آمریکا و ترکیه تقاضای کمک میکند. دو روز بعد، جنگندههای آمریکایی در اربیل به پرواز درمیآیند. این در حالی است که ۴۸ ساعت قبل از پیوستن جنگندههای آمریکایی به عملیات دفاع از اربیل، یگانی از نیروهای ویژه به فرماندهی سلیمانی و بنا به درخواست شخص بارزانی در کنار پیشمرگان کُرد در حال نبرد با داعش بودند. به دنبال دفع خطر داعش، مسعود بارزانی شخصاً یک نامهٔ تشکر برای ریاستجمهوری ایران با این مضمون فرستاد که ایران بار دیگر در سختترین شرایط به دفاع از اقلیم کردستان عراق برخاستهاست.
کودتای 2016 ترکیه:
به گزارش یورونیوز، نورالدین شیرین مدیر شبکه تلویزیونی قدس ترکیه نقش سلیمانی را در جلوگیری از موفقیت کودتاچیان در جریان کودتای نافرجام 2016 ترکیه کلیدی دانست و تأکید کرد: سردار سلیمانی در این ماجرا یک تنه جلوی طرح آمریکایی- صهیونیستی- سعودی برای براندازی حکومت ترکیه ایستاد.
جنگ داخلی سوریه:
از زمان شدت گرفتن بحران داخلی دولت سوریه و مخالفان سوری، برای چندین بار سلیمانی در این کشور و برای کمک به بشار اسد حضور یافت. از سال ۲۰۱۱ با شروع جنگ داخلی سوریه، سلیمانی به همراه نیروهای لشکر فاطمیون و تیپ زینبیون برای حمایت از بشار اسد وارد کارزار شدند. به نوشته رومه هاآرتص، یک عضو ارشد شورای ملی روسیه علت حضور سرتیپ پاسدار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران به سوریه برای فرماندهی اتاق جنگ» با هدف سرکوب معترضان مخالف حکومت بشار اسد خبر دادهاست.
علی عبدالله ایوب، وزیر دفاع سوریه گفت: نخستین بار در سال ۲۰۱۱ با قاسم سلیمانی در سوریه دیدار کرده و نخستین عملیات مشترک را برای بازپسگیری باباعمرو در حومه حمص در مارس ۲۰۱۲ طراحی و اجرا کردهاند.» هنگام اجرای این عملیات، دولت بشار اسد در حال جنگ با ارتش آزاد روسیه بودهاست و هنوز گروههای جهادی ایجاد نشده بود. جان مگوایر افسر سابق سیا گفتهاست نبرد القصیر که منجر به بازپسگیری شهر استراتژیک القصیر توسط ارتش سوریه و نقطهٔ عطفی در جنگ بود، تحت نظارت و فرماندهی سلیمانی بودهاست و این نبرد را یک پیروزی بزرگ» برای او خواندهاست.
اعلام پایان خلافت داعش:
در روز پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ قاسم سلیمانی طی سخنرانی در مراسم چهلمین روز کشته شدن مرتضی حسین پور شلمانی با یادآوری پیامش به مناسبت کشته شدن محسن حججی و وعده انتقام در آن، بیان داشت که کمتر از سه ماه دیگر اعلام پایان داعش و حکومت داعشی در این کره خاکی خواهد بود.» دو ماه بعد و در پایان آبان ۹۶ سلیمانی در پیامی به سید علی خوامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اتمام عملیات آزادسازی بوکمال» از پایان داعش خبر داد و آن را به عنوان یک پیروزی بسیار بزرگ و سرنوشتساز» به ای تبریک گفت. سلیمانی در این پیام با آمریکایی ـ صهیونیستی» خواندن داعش، خسارتهای ناشی از عملیات این گروه در عراق و سوریه را ۵۰۰ میلیارد دلار برآورد کرد و طراحی و اجرای» آنها را به رهبران و سازمانهای مرتبط با آمریکا» نسبت داد. سید علی ای نیز با ارسال نامه ای به سلیمانی ضمن تبریک به وی گفت که شما با متلاشی ساختن توده سرطانی و مهلک داعش نه فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید.» همچنین همزمان با پیام سلیمانی به ای، رئیسجمهور پایان داعش را به رهبر جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، نیروی قدس و بهویژه قاسم سلیمانی» تبریک گفت.
به نام خدا
حسن سلیمانی (پدر) فاطمه سلیمانی (مادر) سهراب سلیمانی (برادر کوچکتر) احمد سلیمانی (برادر بزرگتر) خواهر بزرگتر
پدر:حسن سلیمانی متولد سال ۱۳۳۲ در شهرستان صحنه میباشد.
درسال ۱۳۵۱ موفق به اخذ مدرک دیپلم شد و در همان سال وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد.
و در سال ۱۳۵۴ موفق به اخذ مدرک لیسانس گردید. بلافاصله بعداز فارغ التحصیلی به خدمت مقدس سربازی نیروی دریایی در جزیره خارک رفت( ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶)
در آذر ۵۶ بعد از اتمام خدمت مقدس سربازی و پس از شرکت در آزمون استخدامی مربوطه به استخدام شرکت توانیر درآمد و به مدت چند ماه کارشناس قراردادها در
این شرکت شد.
اردیبهشت ۱۳۵۷ در استخدامی قضات شرکت نمود و بعداز پذیرفته شدن به عنوان کارآموز قضایی تا آذرماه همان سال مشغول کار آموزی بود.
بعد از اتمام کارآموزی در مراسم سوگند شاهنشاهی حاضر نشد و بعد از پیروزی جمهوری اسلامی ایران در اواخر بهمن ماه به نظام جمهوری اسلامی سوگند یاد کرد.
اسفند ۵۷ تا مهر ۵۹ به عنوان دادرس دادگستری نهاوند و بازرس در دادسرای انقلاب در دادگستری نهاوند مشغول به کار شد.
مهر ۵۹ با اعلام احضار منقضی خدمت ۵۶ به عنوان احتیاط به مدت شش ماه با وجود اینکه دادستان دادگستری بودند کار را رها کرده و به خاطر احساس دینی که داشتند به خدمت در مناطق مختلف پرداختند.
بعد از اتمام این دوره شش ماهه از دادگستری نهاوند به دادگستری کرمانشاه منتقل و به عنوان دادرس عمومی کرمانشاه منصوب شد، سپس با وجود اوضاع نابسامان مناطق اورامانات به عنوان جانشین رییس دادگستری پاوه منصوب گردید.
پس از آن به عنوان مشاور دادگاه مدنی خاص منصوب شد و سپس به عنوان رییس دادگاه شعبه چهارده کیفری ۲ کرمانشاه و سپس رییس دادگاه خانواده شعبه سوم شد.
*حاج حسن سلیمانی از سال۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹ رییس دادگستری اسلام آباد غرب شد.
*سپس به عنوان بازرس بازرسی کل کشور منصوب گردید.
* سال ۱۳۷۰ در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت نمود.
سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵ به عنوان نماینده حوزه کنگاور، صحنه و هرسین وارد مجلس شورای اسلامی شد.
* از سال ۱۳۷۵ به سازمان بازرسی کل کشور رفت، ابتدا به عنوان مدیر کل امور حقوقی مجلس منصوب شد و سپس به مدت ۲ سال معاون امور فرهنگی سازمان بازرسی شد.
* در ادامه به مدت ۳ سال معاون اقتصادی سازمان بازرسی کل کشور مشغول به کار بود ( تا سال ۱۳۸۰ )
*سال ۱۳۸۰ با پیروزی در میان دوره انتخابات دوره ششم به عنوان مجلس وارد شد.
در مجلس هفتم هم ایشان منتخب مردم بودند و برای سومین بار وارد مجلس شدند.( ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷)
*ایشان در مجلس هشتم و نهم ثبت نام نکردند.
* در فاصله مجلس هشتم و نهم دارای مشاغل قضایی زیر بودند:
۱) عضو معاون دیوان عالی کشور
۲) دبیر هییت عالی نظارت بر حفظ حقوق شهروندی کل کشور
۳) نماینده رییس قوه قضاییه در امور ارتباط با نمایندگان مجلس
* سایر سمت هایی که حاج حسن سلیمانی در حال حاضر نیز به آن اشتغال دارند:
۱) عضو هییت تطبیق مصوبات دولت با قانون ( موضوع اصل ۱۳۸ قانون اساسی) از سال ۱۳۷۱ تاکنون
۲) عضو هییت انطباق مصوبات قوا با ت های ابلاغی مقام معظم رهبری ( مدظله العالی) در کمیسیون نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام
۳) عضو کمیسیون حقوقی دیوان محاسبات
۴) عضو شورای حقوقی سازمان مدیریت برنامه ریزی کشور
۵) کارشناس حقوقی هییت عمومی دیوان عدالت اداری
۶) مشاور رییس بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر سیف
۶) مشاور، جناب آقای دکتر محمد باقر نوبخت ( معاون رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، و سخنگوی دولت)
ایشان همچنین به زبان انگلیسی نیز تسلط داشتند.
مادر: فاطمه سلیمانی، نام مادر سردار شهید قاسم سلیمانی است که در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۰۲ در روستای قنات ملک که روستایی کوهستانی با ساختاری طایفهای در شهرستان رابر استان کرمان است، متولد شد. ایشان در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ درگذشت.
آرامگاه مادر شهید سلیمانی در گار شهدای روستای قنات ملک و در فضایی ما بین بخش شهدا و بخش دیگر قبرستان قرار دارد.
از جمله نکات قابل تأمل در مورد سردار شهید قاسم سلیمانی، ارادات ویژه ایشان به مادر بزرگوارشان بود که در ایام حیات مادر و علی رغم همه مشغلههای کاری، هیچگاه سر زدن به او از دستور کار شهید سلیمانی خارج نمیشد.
برادر کوچکتر:زاده 1328 سهراب سلیمانی برادر کوچکتر سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی است گفته میشود که ایشان باجناق سردار سلیمانی نیز میباشد همچنین پدر داماد و عروس سردار سلیمانی نیز است.
اختلاف سنی ایشان با سردار سلیمانی ۷ سال میباشد.
سهراب سلیمانی در سازمان زندان ها مشغول به کار است.
برادر بزرگتر:
در دروان خدمت خود در جنگ تحمیلی سمتهای مختلفی از جمله معاون اطلاعات و عملیات و جانشین ستاد لشکر 41 ثارالله در عملیاتهای مختلف را بر عهده داشت.
حاج احمد سلیمانی سرانجام در مهر ماه 1363 در ارتفاعات میمک به همراه جمع دیگری از یارانش ابدی شد.
شهید حاج احمد سلیمانی به روایت سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی:
.دست تقدیر این بود که من که از دوران کودکی با احمد بودم، در زمان شهادتش هم بالای سرش حاضر شوم و اگر بخواهم کلمهای را اختصاصاً و حقیقتاً به عنوان مشخصه این شهید ذکر کنم، باید بگویم انسان پاک» لایق این شهید بزرگوار است.
در واقع کسانی میتوانند این مفهوم را داشته باشند که بعد از معصوم، به درجهای از صالح بودن برسند.
احمد علاقه ویژهای به جلسات مرحوم آیت الله حقیقی داشت و در همان جلساتی که در مسجد کرمان برگزار میشد، به انقلاب اتصال پیدا کرد و حقیقتاً از همان دوران روح حاکم بر احمد روح شهادت بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این حس شدیدتر شد و او را یک انقلابی درجه یک کرد.
شهید سلیمانی از موثرترین فرماندهان لشکر ثارالله بود. در عملیات طریق القدس در کانالی که کنده بودیم، شهید سلیمانی هم حضور داشت؛ وقتی من در نیمه شب به آن کانال رفتم او را دیدم و وقتی او مرا دید، بلافاصله پشت بوتهها پنهان شد و بعداً من متوجه شدم که او بخاطر اینکه مبادا من او را از آنجا برگردانم، پشت بوته رفته بود.
او در طول جانشینی فرماندهی لشکر ثارالله هیچ گاه خود را در جایگاه فرمانده نشان نداد و هیچ کس احساس نکرد که او مسئولیتی در جبهه دارد.
با همه فرماندهها ارتباط داشت و حتی برای اینکه بتواند در عملیاتها به جبهه و صحنه جنگ نزدیک باشد، یک موتور سیکلت داشت که پیوسته خود را به آتشها میرساند.
وقتی که در شب شهادتش مشغول خواندن دعای کمیل بود، حال عجیبی داشت. از اول تا آخر دعا سر به سجده بود و انگار الهام شده بود که قرار است فردا 10 صبح به شهادت برسد.
چهره او را که پس از شهادت دیدم، نصف صورتش را خون پوشانده بود و نصف صورتش مثل مهتاب میدرخشید و حقیقتاً آرامش خاصی در چهره او پیدا بود که باعث شد دیدن این صحنه جزو دیدنیترین صحنه عمرم در دوران دفاع مقدس باشد.»
روایت یکی از فرماندهان واحدهای لشکر 41 ثارالله استان کرمان در ایام دفاع مقدس درباره سردار شهید احمد سلیمانی:
جایگزین یکی از فرمانده واحدها شده بودم. نیروها بی نظمی می کردند و خواستم قاطعیتم را به آنها نشان دهم.
دستور دادم در نقطه بادگیری برایم چادر بزنند با امکانات کامل.
داشتم حکومت می کردم که یک روز احمد سلیمانی جانشین ستاد لشکر وارد چادر من شد.
گفت: آقا بد که نمیگذره!
گفتم: ای برادر مسئولیت سنگینه!
با ناراحتی گفت: خجالت نمی کشی برای خودت کاخ سبز معاویه درست کردی؟ تا عصر که بر می گردم خبری از این اوضاع نباشد.
با خودم گفتم به راستی که فرماندهی بسیجیان برازنده این چنین آدم هایی است.»
درباره این سایت